عبدالله مستوفى

82

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نجات سرخس عجله كنند زيرا خان خيوه با عدهء خود به اين محل نزديك شده بود . بين سوارهاى محلى و سوارهاى خان خيوه جنگ تازه شروع شده بود كه پيش‌قراول قشون فرمانفرما رسيد . جنگ سختى ميان طرفين درگرفت تركمنها كه عدهء آنها را چهل هزار نفر نوشته‌اند شكست خوردند و خان خود را ، بالاى تپه‌اى كه در دو هزار قدمى ديوار شهر واقع بود با چادر و دستگاهش واگذاشتند و فرار كردند . خان بر اسب يراق جواهر خود قرار گرفت و ميخواست بقشون خود ملحق شود ولى قشون فاتح مجالش نداده خود با سى چهل نفر از وجوه سركردگان كه در حول‌وحوشش بودند كشته شدند و سرهاى آنها را به تهران فرستادند ( 1271 ) . ميرزا محمد على سروش اصفهانى در روز سلام تهنيت اين فتح ، قصيدهء غراى خود را كه بمنزلهء فتح‌نامهء اين پيشرفت بود خواند : افسر خوارزمشه كه سود بكيوان * با سرش آمد بدين مبارك ايوان بعد از اين فتح كه در حقيقت برحسب تصادف اتفاق افتاد هركس بجاى ميرزا آقا خان بود قشونى به سمت خيوه ميفرستاد و حكومت اين خانهاى ازبك را در خيوه و كليه اورگنج لغو ميكرد و حدود كشور را برود جيحون كه سرحد طبيعى ايرانست مىرساند . ولى جناب صدراعظم فقط كارى كه كرد يك مشت امتياز و نشان و رتبه و شال كرمانى و كشميرى ، بين رؤساء و سركردگان قشون پخش كرد . شعر سروش بسيار زيباست ولى فتح تمام خيوه و كندن ريشه اين خار از پيش پاى مردم البته از آن زيباتر بود . اما جناب صدراعظم با اين‌كه امير نويان هم بود اين كار را براى روسها گذاشت كه آنها شر اين يك مشت صحراگرد غارتگر را از سر مردم بكنند و خود را در شمال شرق هم همسايه ايران كنند . ياغى شدن افغانها از ايران ميدانيم كمپانى نيمه‌دولتى و نيمه‌تجارتى انگليس از مدتى پيش ابتدا بعنوان تجارت و به قصد تصرف در هندوستان رحل اقامت افكنده بوسيلهء توليد خصومت بين راجه‌ها و اميرهاى آنجا بدون جنگ و فتح مهمى ، تمام قسمتهاى عمدهء اين كشور زرخيز را تصرف كرده است . اين كمپانى بااينكه تجارتى بود براى حفظ خود ، قشون بومى با سركردگان و افسران انگليسى و كشتى جنگى و لوازم يك دولت را فراهم كرده بود . دولت انگليس هم از آن پشتيبانى و كارهاى خارجى آن را عهده ميكرد و از عايدى كمپانى سهم مهمى ميبرد و بدون اينكه رسما هندوستان جزو انگلستان باشد از فوائد مادى و معنوى اين استعمار كه بوسيلهء كمپانى به عمل ميآمد برخوردار ميگرديد و در عوض احتياجات مادى و معنوى آن را از حيث مهمات و كشتى جنگى و مذاكرهء با همسايگان برميآورد . سرجان ملكم كه در عهد فتحعلى شاه به ايران آمده نمايندهء همين كمپانى بوده است . با سوابق فتوحات تاريخى ايران ، بخصوص نادر شاه افشار در هندوستان ، همسايگى ديواربديوار اين دو كشور با يكديگر براى كمپانى بسيار مضر و ممكن بود ايرانيان را كه هميشه « يك شبه ره يك‌ساله ميروند « 1 » » روزى بفكر هندوستان

--> ( 1 ) - شكر شكن شوند همه طوطيان هند * زين قند پارسى كه به بنگاله ميرود طى زمان ببين و مكان در سلوك شعر * كاين طفل يكشبه ره يك ساله ميرود